سيد جلال مصطفوى كاشانى
119
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
است ؛ ولى عقيدهء دانشمندان دربارهء تأثير الكل در بروز هپاتيتها و سيروزها ، در اين 150 سال ، تغييراتى كرده است ، مخصوصا از 20 سال پيش به اين طرف ، عقايد ضدونقيض دراينباره ديده مىشود . لائنك كه نخستينبار كلمه سيروز را وضع كرد و اين بيمارى را در كتابها شرح داد ، بروز سيروز را فقط و فقط به علت مصرف الكل مىدانست و هيچ عامل ديگرى را در ايجاد آن مؤثر نمىدانست ، به اين جهت ، آن را سيروز آتروفيك آلكليك ناميد . دانشمندان بعدى نيز همين عقيده را دنبال كردند و هميشه الكل را عامل اصلى بروز سيروز دانستند . منتها ، كمكم علل ديگرى از قبيل عفونتها ، مسموميتها و . . . را نيز مؤثر دانستند . از بيست سال پيش به اين طرف ، محققان انگليسى و امريكايى اثر الكليسم را تقريبا انكار كردند و نبود تعادلهاى غذايى ، مخصوصا كمبود پروتئينها و اختلالات متابوليكى ناشى از آن را در پيدايش اين بيمارى مؤثر دانستند و معتقد شدند كه در بين پروتئينها يك دسته از اسيدهاى آمينه به نام كولين ، متيونين و سيستين در اين اختلالات مؤثرند و آن را سابستانس ليپوتروپيك « 1 » ناميدند . بااينحال ، امروزه نيز دخالت الكل در اتيولوژى هپاتيتها و سيروزها از بين رفته است ، منتها ، آن را عاملى غير مستقيم مىدانند و معتقدند كه الكل محرك عمومى سوختوساز در بافتهاى سطحى است و علاوه بر آن ، بر شدت متابوليسم ليپيدى در كبد مىافزايد ، درنتيجهء اين فرآيند ، كولين به مقدار زيادى در بافتهاى سطحى مصرف مىشود و كبد در يك حالت بىتعادلى كولينى نسبى مىافتد كه در صورت ادامه ، سبب انفيلتراسيون چربى در سلولهاى كبدى ؛ يعنى استاتوز مىشود كه در بسيارى از موارد مقدمه سيروز است . بنابراين ، محققان براى پيشگيرى اين عوارض به رژيم غذايى مصرفكنندگان الكل ، به اندازهء كافى كولين مىافزايند . براى متيونين و سيستين نيز اين قضيه صادق است ؛ ولى دربارهء استاتوزهاى الكلى و آسيبهاى سلولى ديگرى كه در جريان مصرف مداوم الكل پيدا مىشود ، بايد گفت كه اگر
--> ( 1 ) . Substance lipotropique